المحقق السبزواري

121

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

آفريده - نه به جبر و اضطرار . و به همه چيز عالم است و جسم نيست و جوهر و عرض نيست و ديدنى نيست و در مكان نيست و در زمان نيست و به هيچ‌چيز نمىماند و بيناست و شنواست ، بىعضوى و جارحه‌اى ، متكلّم است - يعنى آفرينندهء كلام است ، و از بندگان طاعات خواسته و ترك معاصى ؛ و افعال او همه بر وفق حكمت و مصلحت است و لغو و عبث در افعال او نيست . و در اصل ديگر كه نبوّت است چنين اعتقاد بايد كرد كه حكمت خداى عز و جلّ مقتضى آن است كه پيغمبران به خلق مبعوث سازد كه از جانب او احكام به خلق برسانند و آنچه باعث مصلحت دنيا و آخرت خلق باشد به ايشان تعليم كنند . و خداى عز و جلّ در هر عصر و زمان پيغمبرى به خلق مبعوث ساخت ، جهت تعليم و تفهيم احكام ، تا زمان پيغمبر ما محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و إله كه خداى عز و جلّ آن حضرت را كه افضل و بهتر پيغمبران سابق است به خلق فرستاد و او پيغمبر بر حقّ است ؛ از جانب خداى به خلق آمده تا احكام الهى به خلق برساند . و آن حضرت احكام رسانيد و تقصير نكرد و در راه دين كوششها و جهدها و سعيهاى بسيار نمود . و آن حضرت معصوم است از جميع گناهان كبيره و صغيره ، و ايمان بىتصديق و اعتقاد و گرويدن به آن حضرت صحيح نيست . و در اصل ديگر كه امامت است اعتقاد بايد كرد كه بعد از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله از دار دنيا ، خلافت و امامت حقّ حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام است به نصّ حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و وحى از جانب خداى عز و جلّ و آن جماعتى كه با حضرت معارضه كردند و خلافت را متصرّف شدند غاصب و ظالمند و بعد از شهادت حضرت امير المؤمنين ، امامت حقّ حضرت امام حسن است و همچنين تا آخر دوازده امام عليهم السّلام به ترتيب معروف معلوم . و بايد اعتقاد كرد كه ائمهء معصومين عليهم السّلام هريك حجّت خدايند بر خلق و همچنانكه ايمان به خداى عز و جلّ بىايمان به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله باعث نجات نمىشود ، ايمان به خدا و رسول بىايمان به ايشان باعث نجات و رستگارى نيست . و بايد اعتقاد كرد كه ايشان معصومند از گناهان و هر حكم كه ايشان از آن اخبار كرده‌اند يا بكنند از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به ايشان رسيده و در آن هيچ‌گونه شكّى و غلطى نيست .